.

این وبلاگ فقط جهت کمک به همکاران اطلاع رسانی میباشد وجنبه تبلیغاتی ندارد.

مطلبی دیگر اندر بحث اسناد ماشین وشایعات راهنمایی

خودروئی بنام احمد بوده آن را به علی فروخته وبعداز تعویض پلاک سند قطعی در دفترخانه بنام علی تنظیم شده است وعلی مالک قانونی است. علی آن را به منصور فروخته و وکالتی جهت تعویض پلاک به وی داده است. منصور با آن وکالت در مراکز تعویض پلاک  پلاک قبلی را فک وپلاک خود را نصب نموده وبرگ سبز (شناسنامه خودرو)‌ را بنام ِخود گرفته است. منصور بنا به توصیه مرکز تعویض پلاک سند رسمی بنام خود تنظیم نکرده است. سپس آن خودرو را به حسن فروخته. در اینجا منصور فوت شده. بعداز مدتی حسن برای انتقال به ورثه منصور مراجعه می کند و جواب سربالا می شنود. به علی مراجعه می کند علی می گوید ازمن نخریده ای وتعهدی به انتقال ندارم. بناچار دادخواستی مبنی بر الزام به تنظیم سند علیه ورثه منصور به شورای حل اختلاف می دهد شورا حکم به الزام ورثه منصور به انتقال آن خودرو به حسن می دهد. حسن حکم در یک دست و اجرائیه ونامه دایره ی اجرا در دست دیگر خوشحال وخندان مثل فرماندهی که از یک نبرد فاتحانه برگشته باشد به دفترخانه مراجعه می کند ساعت 11 صبح است تصور او این است که تا ساعت 2 بعداز ظهر سند انتقال تنظیم وخودرو مذکور بنام وی می شود حالا:

1-آیا اصولا این حکم صحیح است؟

2- اگر صحیح نیست چرا؟

3-آیا قانونا علی مالک این خودرو شناخته می شود یا منصور؟

4- اگر منصور را مالک می دانید طی چه سندی او مالک شده است؟

5-اگر علی را مالک می دانید آیا دادگاه می تواند شخصی را که قانونا مالک شناخته نمی شود ملزم به انتقال شیئی که مالک نیست نماید؟

6- آیا دادگاه در بررسی پرونده استعلام مالکیت می نماید؟

7- اگر لازم است که استعلام مالکیت نماید مرجع ذیصلاح برای اعلام نام آخرین مالک کیست؟

8- اگر آن مرجع راهنمائی ورانندگی است ملاک مالکیت و آخرین مالک در سیستم آنها چیست؟

9- اگر صرف تعویض پلاک است آیا این موضوع مخالف صریح قانون نیست؟

10- اگر دادگاه باتوجه به اعلام راهنمائی ورانندگی شخصی را که فقط پلاک بنام او تعویض شده مالک دانسته و وی (یا ورثه وی را) ملزم به انتقال نمایند در اینجا تکلیف دفترخانه چیست؟ ازیک طرف مالک قانونی محکوم نشده (در واقع علی هنوز مالک است) ازطرف دیگر دادگاه اصرار به اجرای حکم علیه کسی دارد که قانونا مالک نیست !(ورثه منصور)

11- اگر محکوم له کتبا امتناع از تنظیم سند واجرای حکم را بخواهد چه می نویسید؟

12-آیا دفترخانه می تواند سند بر خلاف قانون بنویسد؟

13-آیا دفترخانه می تواند ترتیب سلسله انتقالات را نادیده بگیرد؟

14-آیا اگر حکمی صریحا بر خلاف قانون صادر شده باشد (مثلا سهم الارث مادر را یک هشتم نوشته باشد) اجراکند؟

15-آیا دفترخانه می تواند حکمی را که برخلاف میزان مالکیت صادر شده باشد اجرا کند؟ (مثلا مالک سه دانگ بوده ولی دادگاه حکم به انتقال 4 دانگ داده باشد)

16- آیا اگر بصراحت اسناد وسلسله انتقالات وبصراحت قوانین مدونه شخصی مالک شناخته نشود دادگاه می تواند وی را محکوم به انتقال نماید؟

17 -اگر نمود واصرار به اجرای حکم داشت چه می کنید؟

18-اگر منصور را با توجه به برگ سبز وحکم دادگاه مالک دانسته وبخواهید چنین حکمی را اجرا کنید تکلیف مالیات نقل وانتقال و حق الثبتی که لازم بوده برای مالک شدن منصور پرداخت شود و پرداخت نشده چیست؟

19- آیا آن مالیات وحق الثبت لاوصول را می گیرید؟(یعنی برای تنظیم سند دو مالیات ودو حق الثبت!)

20- اگر تکلیف مالیات وحق الثبت لاوصول را مشخص ننمودید و بازرسین اداره امور مالیاتی مدعی شدند چه جوابی خواهید داد؟

21- آیا اصولا حکم به الزام به تنظیم سند شرایط قانونی لازمه ی تنظیم سند را ازبین می برد؟ یا اینکه صرفا نماینده اجرای احکام بجای مالک مستنکف در دفترخانه حاضر شده وامضا می کند وسایر مقدمات ازقبیل اخذ استعلامهای لازم از مراجع مربوطه بقوت خود باقیست؟

22- ... شما بفرمائید!

 ضمنا اگر بصرف تعویض پلاک طرف مالک خودرو می شود چرا چنین احکامی جهت اجرا به همان مراجع احاله نمی گردد!

بعدا نوشت:

در وبلاگ دفتر377 سمیرم آقای مهدی سلیمی پستی دیدم که کانون سردفتران اصفهان بصراحت در خصوص پرسشهای مذکور اظهار نظر نموده لذا آن پست را در آن وبلاگ یا در ادامه مطلب ببینید همچنین همکار عکاس عزیز عمو ناصر سردفتر 35 قم هم پستی نوشته اند جالب آن را هم اینجا ببینید!

مطلب فوق هم از وبلگ عمو است.

نویسنده : سردفتر مهرداد عزبدفتری : ٩:۳۱ ‎ق.ظ ; شنبه ٢۳ اردیبهشت ۱۳٩۱
Comments نظرات () لینک دائم